• 09384431548 - 09013771746
0
0
مورد علاقه ها
سبد خرید
مجموع : 0

جشن عروسی

  • محمد آیت الهی
  • 28 ژانویه 2021

عروسی کردن می تواند مهیج و در ضمن ترسناک هم باشد. بستن پیمان برای یک عمر، تصمیمی جدی است که نباید سرسری گرفته شود. طبیعی است که بیشتر دخترها و پسرها پس از نامزدشدن کمی مضطرب باشند، ولی دلشوره های گذرای پیش از عروسی با به یاد آوردن ارتباط درست و طی که دارند، باید زود از بین برود. اما متأسفانه همه نامزدها از رابطه شان کاملا مطمئن نیستند. آنها در پی افکارشان نگران آن هستند که مبادا این عروسی برایشان مناسب نباشد.

ابتدا به تنهایی به این پرسشها پاسخ دهید و سپس با نامزدتان آنها را بررسی کنید.

۱_چه احساسی درباره ازدواج کردن دارید؟

۲_ آیا می توانید بپذیرید که عروسیتان به تعویق بیفتد؟

٣_ آیا اصرار دارید که تا قبل از سن معینی ، ازدواج کرده باشید؟ آیا از ازدواج کردن خوشحالید یا سعی می کنید که در این مورد فکر نکنید؟

۵_ آیا مطمئن هستید که نامزدتان همان شخصی است که شما می خواهید بقیه عمرتان را در کنار او به سر ببرید؟

۶_ آیا احساس می کنید که رابطه شما و نامزدتان مشکلی دارد، اما نمی توانید علت را تشخیص دهید ؟

۷_ آیا سعی می کنید که خودتان را متقاعد کنید که نامزدتان همان همسر مناسب شماست ؟

8_ آیا از وقتی که نامزد شده اید رابطه تان تغییر کرده است ؟

9_ آیا برای برنامه ریزی عروسی مردد هستید ؟ آیا از تماشای لباس عروس یا کارت عروسی ناراحت می شوید؟ 

۱۰_ آیا در دل آرزو دارید که ای کاش شخصی بهتر از نامزدتان عاشق شما می شد و جای نامزدتان بود؟

۱۱_ آیا دیگران بیش از شما برای عروسیتان شور و شوق دارند؟

۱۲_ آیا فقط به دلیل جلب رضایت پدر و مادرتان قصد ازدواج با نامزدتان را دارید؟

۱۳_ آیا فقط به این دلیل که دیگران از نامزدتان خیلی تعریف می کنند، قصد ازدواج با او را دارید؟

۱۴_ آیا می ترسید که بعد از پایان محبت های دوره نامزدی و شور و شوق جشن عروسی، از عروسیتان پشیمان شوید؟

۱۵_ آیا نامزدتان برای ازدواج به شما فشار می آورد؟

۱۶_ آیا نامزدتان را تهدید کرده اید که (( یا زودتر مراسم عروسی را برپا کنیم یا نامزدی را به هم می زنم)) ؟

۱۷_ آیا قصد ازدواج دارید، چون دلتان می خواهد یا چون فکر می کنید که باید این کار را بکنید؟

۱۸_ آیا می ترسید که پس از عروسی آزادی با هویتتان را از دست بدهید؟

۱۹_ آیا تا حدودی از واژه تعهد می ترسید؟

۲۰_ از اینکه شما را همسر نامزدتان بدانند چه احساسی دارید؟

۲۱_ همسر ایده آل خود را شرح دهید. فکر می کنید که نامزدتان تا چه حد شبیه این تصویر است؟ خودتان چطور؟

۲۲_ به چه علت معتقد هستید که می توانید همسر خوبی باشید؟

مراسم ازدواج

ازدواج شما باشکوه ترین و در عین حال صمیمانه ترین شیوه ابراز عشقتان به همدیگر است. شما در حضور دوستان و خویشاوندان، یک عمر تعهد خود را به همدیگر اعلام می دارید. چه مراسم ازدواجتان مجلل باشد، چه ساده به هر حال اولین روز زندگی مشترکتان رؤیایی است.

همراه نامزدتان به پرسشهای زیر پاسخ بدهید.

١. جشن عروسی تان در کدام شهر برگزار می شود؟

٢. مایل هستید تا مراسم ازدواجتان در کجا برگزار شود ؟ (( خانه، هتل، باشگاه، باغ ))؟

٣. آیا علاقه مند به یک مراسم ازدواج مجلل هستید یا مراسمی ساده و خودمانی؟

۴. ترجیح می دهید که در جشن ازدواجتان افراد زیادی شرکت داشته باشند، همراه با پذیرایی ساده یا افراد کمتری را دعوت کنید و پذیرایی مفصل تری به عمل آورید؟

ه. اگر نامزدتان به جشن عروسی علاقه ای نداشته باشد و فقط بخواهد که ساده به محضر بروید و دفتر را امضا کنید، چه می کنید؟

6. دلتان می خواهد که نامزدتان تا چه حد در برنامه ریزی برایمراسم ازدواج شرکت داشته باشد؟

۷. خود او دلش می خواهد تا چه حد در برنامه ریزی شرکت کند ؟

۸. اگر نامزدتان هیچ علاقه ای به کمک به شما در برنامه ریزی نشان ندهد، چه می کنید؟

۹. آیا مایل هستید که پیش از ازدواج به نزد مشاور بروید تا آمادگی بیشتری پیدا کنید؟

۱۰. آیا انتظار دارید که مخارج مراسم ازدواج را از هدیه هایی که دریافت میکنید، تأمین کنید؟ اگر آنقدر هدیه نگرفتید، چه می کنید؟

۱۱. اگر با یک خارجی ازدواج میکنید آیا برایتان مهم است که مراسمی هم بر طبق آداب و رسوم خودتان و با زبان خودتان داشته باشید؟

۱۲. چه بخشی از مراسم سنتی را نمی خواهید؟

۱۳. آیا مصمم هستید که بی توجه به هزینه ها با کدورتها، به هر ترتیب جشن عروسی رویایی تان را برپا کنید؟

۱۴. دوست دارید که برای عروسی تان چقدر هزینه کنید؟

۱۵. آیا حاضر هستید که بیش از بودجه ای که برای جشن ازدواج درنظر گرفته اید خرج کنید؟

۱۶. برای تأمین مخارج ازدواج تا چه مقدار می توانید فرض کنید؟

افراد خانواده، میهمانان و سایرین

خانواده و دوستان شما پشتیبان عشق شما به همدیگر هستند و باید خوشحال باشند که در شادی شما در روز ازدواج شریک می شوند. اما دوستان خوش قلب و خویشاوندان خوش نیت هم ممکن است به شما فشار بیاورند و وادارتان کنند که تصمیم های نه چندان خوشایندی بگیرید.

همراه نامزدتان به پرسشهای زیر پاسخ بدهید.

۱، انتظار دارید چه مقدار از هزینه مراسم را پدر و مادرتان بپردازند؟ اگر آنها حاضر به پرداخت نباشند یا بخواهند مقدارکمی بپردازند، چه می کنید؟

۲. انتظار دارید چه مقدار از هزینه مراسم را پدر و مادر نامزدتان پردازند؟ اگر آنها پولی نپردازند یا پول کمی بپردازند، چه می کنید؟

٣. اگر پدر و مادر شما پول بدهند، اما پدر و مادر نامزدتان این مورد را نادیده بگیرند، چه احساسی به شما دست می دهد؟

4. چه کسی مخارج پیش بینی نشده روز عروسی، مانند غذای اضافه یا انعام و غیره را می پردازد؟

5. اگر پدر و مادر شما بخش عمده مخارج را به عهده می گیرند، تا چه حد می توانند در تصمیم گیری ها دخالت داشته باشند؟

6. قصد دارید تا چند نفر را دعوت کنید؟ چند نفر از میهمانان را شما، چند نفر را نامزدتان، چند نفر را پدر و مادرتان و چند نفر را پدر و مادر نامزدتان انتخاب می کنند؟

۷. چه کسی حرف آخر را در گزینش میهمانان می زند؟

۸. آیا فرزندان خودتان با همسرتان در جشن عروسی شرکت خواهند کرد؟

۹. آیا قصد دارید تا افراد خاصی را در جشن عروسی تان دعوت نکنید یا از نامزدتان می خواهید که دعوت نکند؟

۱۰. آیا مخارج آرایش همراهان عروس را خودتان می پردازید یا آنها؟ چه کسانی همراه عروس خواهند بود؟

۱۱. آیا کودکان اجازه دارند تا در مراسم عقد شما شرکت کنند؟

۱۲. آیا کودکان را به جشن عروسی دعوت می کنید؟

۱۳. چه کسی مسئولیت تشکر از میهمانان را بعد از مراسم می پذیرد؟ چه مدت بعد، از آنها تشکر می کنید؟

۱۴. آیا خویشاوندانی در خارج از شهر دارید که پیش و پس از مراسم در خانه شما اقامت کنند؟

۱۵. آیا بعضی ها را فقط به این دلیل دعوت می کنید که شاید هدایای گرانبهایی به شما بدهند؟

ازدواج مجدد

این روزها ازدواج مجدد نادر نیست. پس اگر این ازدواج اول شما با نامزدتان نیست، در کنار همدیگر هر کدام به تنهایی به هر پرسش، پاسخ بدهید و سپس درباره شر پاسخ گفت و گو و تبادل نظر کنید

١. اگر این مورد، ازدواج مجدد شماست، چه امیدها و ترسهایی دارید؟

۲. آیا مدام پیوند زناشویی با جشن عروسی تان را با دفعه قبل مقایسه می کنید؟ آیا در تلاشید تا مراسمتان از مراسم دفعه قبل باشکوه تر باشد؟

٣. آیا کسی هست که در جشن دفعه پیش شرکت داشته و این بار دعوت نداشته باشد؟

۴. آیا همسر سابق خود با نامزدتان را دعوت می کنید؟

۵. آیا از پوشیدن لباس عروس (یا از اینکه همسرتان لباس عروس بپوشد) ناراحت هستید؟

۶. آیا درباره شیوه برگزاری جشن عروسی با نامزدتان اختلاف نظر دارید؟

7. اگر همسرتان حلقه ازدواجی را که به همسر سابقش داده بود به شما بدهد، چه می کنید؟

8. آیا دوست دارید که پس از ازدواج به نام فامیلی هم خوانده شوید یا نام فامیلی پدری تان را حفظ کنید؟

9. آیا می ترسید که مبادا همسر یا نامزد سابق شما یا نامزدتان مراسم عروسی را به هم بریزند؟

۱۰. آیا پدر، مادر یا سایر خویشاوندان همسر سابق خود با نامزدتان را به جشن عروسی دعوت می کنید؟

۱۱. چنانچه شما یا نامزدتان تاکنون چند بار ازدواج کرده اید، آیا هنوز هم انتظار دارید به شما هدیه بدهند؟

۱۲. آیا مطمئن هستید که طلاق نامزدتان قطعی شده است؟

۱۳. آیا مطمئن هستید که طلاق خودتان قطعی شده است؟

۱۴. آیا فرزندانتان ازدواج مجدد شما را تأیید می کنند؟

۱۵. آیا همسر سابق همسرتان را دیده اید؟

۱۶. آیا فقط به درددل همسرتان از ازدواج سابقش گوش داده اید یا سخنان افراد دیگر را هم در این مورد شنیده اید؟

۱۷. آیا شما یا نامزدتان عکسی از ازدواج سابق نگه داشته اید؟

جشن و... دست نگه دارید

بیشتر میهمانانتان هیچ نمی دانند که در پشت صحنه و برای برنامه ریزی این جشن چه زحمت ها کشیده شده است. تعداد زیادی شرکت دارند و همه آنها پیشنهادها و درخواست هایی دارند. وقت آن است که ببینید صبر و تحملتان چقدر است.

با نامزدتان یک پاسخ را به هر پرسش برگزینید.

ا. نامزدتان دیر به محل جشن می رسد و هنوز آماده شرکت در مراسم نیست.

الف. چند ساعت مراسم را به عقب می اندازید.

ب. به او چشم غره می روید و پس از انجام تشریفات با او قهر می کنید.

ج. دعا می کنید که جلوی مردم آبروریزی نکند.

د. ازدواج را به هم می زنید.

۲. چند نفر را که دعوت نکرده اید، در جشن عروسی تان می بینید.

الف. ضمن خوشامد گفتن به آن ها می گویید: «نمی دانستم شما هم می آیید.»

ب. چیزی نمی گویید و مسئله را فراموش می کنید.

ج. توسط فردی دیگر به آنها می گوید که می توانند بماند، اما چون غذا به تعداد میهمانان سفارش داده شده است, بهتر است غذا نخورند .

 د از آنها می خواهید که میهمانی را ترک کنند .

3. مادر همسرتان قصد دارد تا در جشن ازدواج شما لباس به تن کند که به نظر شما نامناسب یا زننده است و ترجیح می دهید که او لباس دیگری بپوشد.

الف. به او می گویید که چرا قصد رقابت با عروس را دارد .

ب. از نامزدتان می خواهید که از مادرش خواهش کند تا لباس دیگری بپوشند .

ج. چیزی نمی گویید، کاری هم نمی کنید .

د. به او می گویید که آن لباس مناسب او نیست و بهتر است که لباس دیگری بپوشد .

4. برای تنظیم فهرست میهمانان مشغول سر و کله زدن هستید و فقط یک نفر دیگر را می توانید دعوت کنید. کدام یک از اینها را دعوت می کنید؟

الف. یکی از دوستانتان.

ب. یکی از دوستان نامزدتان.

ج. یکی از دوستان پدر و مادر نامزدتان.

د. یکی از دوستان پدر و مادرتان

5. بیشتر هزینه مراسم ازدواجتان را پدر و مادرتان می پردازند، اما شما با برخی از درخواست هایشان موافق نیستید .

الف. به آنها می گوید که عروسی شماست و خودتان همه تصميم ها را می گیرید.

ب. با درخواست های آن ها موافقت می کنید، زیرا بیشتر مخارج را آن ها می پردازند .

ج. پولشان را پس می دهید تا مجبور نباشید به خواسته هایشان عمل کنید.

د. با آنها به توافق می رسید.

8. یکی از خویشاوندان نزدیکتان معمولا در میهمانی ها رفتار مناسبی ندارد و همه چیز را به هم می ریزد.

الف. از او خواهش می کنید که به جشن عروسی نیاید، چون نمی تواند رفتارش را کنترل کند.

ب. مخفیانه از فردی می خواهید که مدام در کنار او باشد و رفتارش را کنترل کند.

ج. از او قول می گیرید که کار ناشایستی نکند و امیدوارید که به قولش عمل کند.

د. او را دعوت می کنید و نه حرفی می زنید و نه کاری می کنید.

9. نامزدتان می گوید که به نظر او بهتر است که پول جشن عروسی و ماه عسل را پس انداز کنید تا بتوانید خانه ای بخرید.

الف. می پذیرید و صرفه جو بودن او را می ستایید.

ب. می گویید که اصلا ممکن نیست، چون هر موقعی می توان خانه خرید، اما عروسی یک بار در عمر است.

ج. می گویید: «بین من و خانه یکی را انتخاب کن.»

د. خیلی صرفه جویی می کنید و مراسم کوچکی می گیرید و برای ماه عسل به سفر ارزانی می روید.

10. یکی از دوستان صمیمیتان به شما هدیه ازدواج نمی دهد.

الف. رک و پوست کنده از او می پرسید: «برای ما چه هدیه ای آورده ای؟»

ب. موضوع را به دست فراموشی می سپارید.

ج. گوشه و کنایه می زنید و امیدوارید که او کاری کند.

د. به دوستی تان با او پایان می دهید.

۱۱. پول قابل توجهی در مراسم ازدواج به شما هدیه می شود.

الف. از آن برای پرداخت هزینه های جشن ازدواج استفاده می کنید.

ب. سرمایه گذاری می کنید.

ج. پس انداز می کنید.

د. در سفر ماه عسل خرج می کنید.

۱۲. عمویتان قصد دارد تا در مراسم ازدواج شما موسیقی بنوازد و آواز بخواند و شما دلتان نمی خواهد.

الف. می گویید که او می تواند در یک میهمانی خصوصی این کار را بکند.

ب. می گویید که متأسفانه خودتان ارکستر دعوت کرده اید.

ج. می گویید، نامزدتان از این کار خوشش نمی آید.

د. می گذارید او کاری را که دلش می خواهد، انجام دهد آنقدرها هم بد نیست.

۱۳. هدایایی به شما داده اند که دوست یا نیاز ندارید.

الف. آنها را به مغازه برمی گردانید و پولش را می گیرید.

ب. در مراسم خیریه می بخشید.

ج. در مناسبت های دیگر به افراد دیگر هدیه می دهید.

د. به عنوان یادگاری از طرف آن افراد نگه می دارید و در ضمن شاید روزی به دردتان بخورد.

ماه عسل

بعضی اوقات انجام تدارکات جشن عروسی بسیار طولانی و خسته کننده می شود و عروس و داماد نمی توانند در این مدت خوب همدیگر را ببینند. ماه عسل فرصت مناسبی برای خستگی درکردن و نزدیک شدن به همدیگر است

با نامزدتان به پرسش های زیر درباره ماه عسل پاسخ دهید.

1. دوست دارید که برای ماه عسل به کجا بروید؟

الف. کنار دریا.

ب. شهری بزرگ.

ج. جایی در نزدیکی محل زندگی تان،

د. هیچ کجا، زیرا ترجیح می دهید که در خانه استراحت کنید.

۲. ماه عسل شما چقدر طول می کشد؟

الف. یکی، دو روز، ب. یکی، دو هفته ج. یکی، دو ماه،

د. تا آخر عمر.

3. ترجیح می دهید که به جای سفر، پولتان را چگونه خرج کنید؟

الف. مقداری از بدهی هایتان را بپردازید.

ب. اتومبیل یا لوازم منزل بخرید.

ج. حساب پس انداز باز کنید و برای خرید خانه پول جمع کنید.

د. هیچ کدام. ترجیح می دهید به سفر ماه عسل بروید.

4. آیا دوستان یا خویشاوندان همراه شما به سفر می آیند؟

الف. بله. آن ها ما را با هم آشنا کرده اند.

ب. نه. مگر دیوانه ایم؟

ج. بله، به یک شهر می رویم، اما در دو هتل متفاوت اقامت می کنیم تا کمی هم تنها باشیم.

د. بله، اما نه برای همه سفر

۵. آیا وقتی در سفر هستید به دوستان یا افراد خانواده تلفن می زنید؟

الف. بله، هر شب به پدر و مادرم تلفن خواهم زد.

ب. بله. دوستانم خواسته اند که هر روز همه چیز را برایشان تعریف کنم.

ج. نه. فقط به اداره زنگ می زنم تا ببینم خبری نباشد.

۶. اگر شما و همسرتان روز اول ازدواج دعوایتان شد چه فکری می کنید؟

الف. خیلی عادی است؛ مثل بقیه روزها۔

ب. به دلیل خستگی و فشار سفر است.

ج. نکند زندگی دشواری در پیش داشته باشم؟

د. اسبابم را جمع می کنم و به خانه پدری ام بر می گردم.

۷. آیا دوست دارید به افرادی که در سفر می بینید بگویید که ماه عسلتان است؟

الف. بله، چون شاید ما را به ناهار یا شام دعوت کنند.

ب. نه، ترجیح می دهم به کسی چیزی نگوییم .

8. اگر نتوانید به سفر ماه عسل بروید چه می کنید؟

الف. احساس می کنم از رویداد مهمی در زندگی محروم شده ام .

ب. مهم نیست.

ج. اصرار می کنم که حتما بعدا به سفر ماه عسل بروم.

د. سعی می کنم که محیط خانه را مثل ماه عسل کنم.

9. اگر آن طور که انتظار دارید، در ماه عسل به شما خوش نگذرد، چه می کنید؟

الف. فشار می آورید که ماه عسل دیگری داشته باشید.

ب. برایتان اهمیتی ندارد.

ج. فکر می کنید که نشانه روزهای سخت آنتی است.

د. خودتان را متقاعد می کنید که خیلی به شما خوش گذشته است.

مراسم ازدواج تاملی بر پاسخ هایتان

حتی یک جشن عروسی وجود ندارد که همه چیز در آن به خوبی و خوشی پیش برود و تمام شود و هیچ کس دلتنگ نشده باشد. انجام کارها بر طبق آداب و رسوم طاقت فرسا است و بالاخره یک نفر پیدا می شود دیگری را ناراحت کنند.

پاسخ های شما به پرسش های این بخش به شما نشان می دهد که چه نوع مراسمی دلخواهتان است. علاوه بر آن، شاید متوجه نشده باشید که شما هم در معرض ارتکاب اشتباهات متعارف سایر عروس و دامادها هستید. برخی از آداب ابتدایی مراسم ازدواج را که بهتر است هنگام برنامه ریزی مراعات کنید، عبارتند از:

هرگز درخواست پول نکنید

هیچگاه از هیچ کسی نخواهید که به شما پول هدیه بدهد. شما آشنایانتان را دعوت می کنید تا در شادی شما سهیم شوند نه آنکه مخارجتان را تأمین کنند.

از دوستانتان بیش از حد توقع نداشته باشید

آنها دوست شما هستند نه مستخدمتان. توجه داشته باشید که چقدر آن ها تقاضای کمک می کنید. در ضمن از آن ها نخواهید که برای جشن عروسی شما لباس های گران قیمت بپوشند و خیلی خرج سر و وضع خود کنند. 

هرگز یکی از زوجین را دعوت نکنید

ممکن است که از معاشرت با آقایی خوشتان بیاید، اما تحمل خانم او را ندارید، به هر حال باید هر دوی آن ها را دعوت کنید. آن ها با هم هستند، درست مانند شما و همسرتان

از میهمانانتان تشکر کنید

بهتر است هر هدیه ای را که باز می کنید، به هدیه دهنده تلفن کنید و برای حضور او در میهمانی و نیز هدیه اش تشکر کنید و این طور فکر نکنید که برای آن ها مهم نیست.

قوانین آداب معاشرت بر یک اصل طلایی استوارند: با دیگران چنان رفتار کنید که احساس کنند خاص هستند.

عوامل مساعد و نامساعد ازدواج

(( هیچ امری شرافتمندانه تر یا ستایش برانگیزتر از این نیست که دو هم فکر به عنوان همسر در یک خانه، از دوستانشان پذیرایی کنند و با دوستانشان روبه رو شوند. ))

أديسه، هومرا

شما به همه پرسش های مهم پاسخ داده و آن ها را بررسی کرده اید. درباره تمامی مسائل از جمله خانواده، امور مالی و کارهای روزانه با همدیگر همفکر هستید. همدیگر را دوست دارید و نکات مشترکتان به قدری زیاد است که مطمئن هستید که به سادگی از پس همه مشکلات زندگی بر می آیید و پیروز می شوید. بیشتر زوج ها با همین احساس خوش بینی نامحدود وارد زندگی مشترک می شوند. اما متاسفانه، پس از چندی بسیاری از آن ها متزلزل می شوند و نمی توانند به تعهد مادام العمر خود پایبند بمانند.

شما نیز مانند بیشتر زوج ها در برابر عواملی قرار می گیرید که فدای و وفاداری تان را به همدیگر در محک آزمایش قرار می دهند. عوامل مساعد، زندگی تان را مستحکم تر و شما را به هم نزدیکتر می کنند. در حالی که عوامل نامساعد، زندگی تان را سست تر و رابطه تان را ضعیف با حتى نابود می سازند.

عوامل مساعد، نگرش ها و رفتارهایی هستند که شما در زندگی روزمره به کار می برید تا رابطه تان پر مهرتر و پرتوجه تر شود. این می تواند به معنای کنار گذاشتن عادات و باورهای قدیمی و یادگیری راه های تازه برقراری ارتباط باشد. در ضمن می تواند به معنای شناخت بیشتر همدیگر و یافتن راه های بهتر برقراری ارتباط بر مبنای این شناخت باشد.

عوامل نامساعد، رفتارها و خصوصیت هایی هستند که تداوم زندگی مشترک را تقریبا غیرممکن می سازند. آنها ویژگی های مخربی هستند که شخص یا نمی تواند و یا حاضر نیست تغییرشان بدهد و شاید چنان جدی باشند که فقط به کمک مشاوران و افراد متخصص برطرف می شوند.

عوامل مساعد و نامساعد ازدواج وجه تمایز بین ازدواج های کوتاه مدت و زندگی های درازمدت است.

گفت و گو

امروزه درباره روابط و به خصوص عواملی که موجب تداوم یا شکست زندگی زناشویی می شوند، پژوهش های بسیاری صورت می گیرد. تحقیقات علمی و رسمی و نتایج به دست آمده از آن، برنامه های تلویزیونی و رادیویی گوناگون در زمینه روابط و منابع بسیار خوب موجود مانند این کتاب، به زوج ها کمک می کند تا به راحتی درباره عوامل مفید و مؤثر در زندگی زناشویی پایدار و سعادتمند، بیاموزند. همگی این منابع بر اهمیت گفت وگو به عنوان یک عامل مهم در تحکیم ارتباط زن و شوهر تأکید دارند. اما با وجود همه این اطلاعات، باز هم می بینیم که زن و شوهرهایی که با هم ارتباط شفاهی زیادی هم دارند، باز دچار مشکل هستند، و زندگی زناشویی شان به شکست منجر می شود. در اینجا پرسش مهم و تکان دهنده ای مطرح می شود.

آیا گفت وگو یکی از عوامل نامساعد زندگی زناشویی است؟

همگی ما می توانیم موردی را به یاد آوریم که اگرچه زن و شوهری چیزشان را به هم می گفتند و حتی زیادی هم می گفتند، سرانجام از هم جدا شدند. برای نمونه، نگاهی به زندگی داون و دنزل و آن را داون از کار به منزل می آید و به دنزل می گوید که در اتاق نشیمن غذا نخورد. دنزل به دان می گوید که او خیلی غرغرو است. چند دقیقه بعد داون به دنزل می گوید:  (( خیلی نفهمی. امروز خیلی خسته شدم. )) دنزل جواب می دهد: (( حوصله نق و نوق تو رو ندارم. شغل من از شغل تو، هم مهم تره و هم سخت تره. ))

همان طور که می بینید بدون تردید داون و دنزل با هم گفت وگو می کنند، اما مشکل این است که مطالبی را به هم می گویند که موجب جدایی شان می شود. این تبادل کلامی هر چهار ویژگی یک گفت وگوی «بد» را دارد: تشدید، انتقاد، انحراف و رد کردن. این الگوهای گفتاری مانند کرم ریشه عمل می کنند و زیربنای رابطه دو نفر یعنی دوستی بین آن ها را نابود می سازند. هر یک از این ویژگی ها را دقیق تر بررسی می کنیم.

تشدید

این الگوی منفی ممکن است با یک حرف یا عمل ساده شروع شود. شنونده بلافاصله پاسخ شدیدتری می دهد و در ظرف چند دقیقه مشاجره لفظی شدیدی بین دو طرف در می گیرد که مرتب تشدید می شود. این پینگ پنگ کلامی، گفت وگو را به جروبحث و مشاجره و سپس دعوای کامل و تمام عیار می کشاند. زن و شوهر جوش می آورند و سخنان آزاردهنده ای به همدیگر می گویند که موجب رنجش و دوری از همدیگر می شود. در این وضعیت، موضوع اصلی اغلب گم یا فراموش می شود. رگباری از ناکامی ها و سرخوردگی ها وارد جروبحث می شود و سپس جنگ بدون هیچ برنده ای و در حالی که زن و شوهر خشمگین تر از پیش هستند، به پایان می رسد.

علاوه بر تشدید کلامی، تشدید غیرکلامی نیز وجود دارد. رو برگرداندن، بی اعتنایی کردن، عکس پاره کردن، پخش کردن ترانه ای که همسرتان, از آن بیزار است، همه این ها راه هایی برای تشدید جرو بحث بدون ادای یک کلمه است.

باید تشدید را پیش از آغاز، متوقف کرد. هر دوی شما باید تمرین خویشتن داری کنید. یاد بگیرید که زبانتان را نگه دارید و اگر احساساتتان اختیار زبانتان را به دست گرفته از آن محل دور شوید. توهین کردن هیچ فایده ای ندارد. اگر حرف اهانت آمیزی زده شد، شنونده باید درنگ کند و پاسخ دهد که: (( قرار نیست توهین و فحاشی کنیم. )) اگر هر دو به قدری عصبانی شدید که احساس می کنید که بهتر است از آنجا دور شوید وگرنه کاری می کنید که بعدا پشیمان خواهید شد، به همسرتان بگویید که بهتر است کمی صبر کنید تا تعادل تان باز گردد. می توانید بگویید: ((من به اتاق دیگر می روم تا چند دقیقه صبر کنم و آرامشم را به دست آورم. وقتی برگشتم با آرامش بیشتری با همدیگر حرف خواهیم زد.)) اما هیچ وقت با گفتن جملاتی نظیر (( من که رفتم. )) یا بدون هیچ توضیحی، محل را ترک نکنيد.

انتقاد

هیچکس تحقیر شدن را دوست ندارد، به خصوص توسط کسی که دوستش دارد. مخرب ترین انتقاد، حمله به شخصیت همسرتان است. معمولا انتقاد (( با تو... )) شروع می شود و سپس با کلی گوی هایی مانند: (( تو هیچ وقت... )) یا (( تو همیشه... )) ادامه می یابد. تهمت هایی که در آن ها هیچ وقت یا میشه به کار می رود به احتمال زیاد واقعیت ندارند و گوینده را غیر منطقی می دهند. به خصوص حمله به نقص ها، نقطه ضعف ها یا بدبیاری های را بسیار مخرب است. گفتن: (( اگر از مدرسه بیرونت نکرده بودند، شایدکار گیرت می اومد )) یا (( اگر لاغرتر بشی، ازت خوشم میاد ))، توهین هایی است که آزار همسرتان را در پی دارد. در این گفته ها و اجاره ای وجود ندارد و در نتیجه هیچ تغییری هم در پی ندارد، زیرا معنا جایی در گفت وگو ندارند.

اگر می بینید که انتقاد لازم است، از عمل انتقاد کنید نه از شخص. برای نمونه، از کوره در رفتن بد است، نه شخصی که از کوره در می رود. عباران را با من با ما شروع کنید و از به کار بردن تو خودداری کنید، زیرا جمله حالت سرزنش به خود می گیرد. مثلا به جای گفتن «شلختگی تو مرا عصبانی می کند»، بگویید: (( وقتی اتاق اینقدر به هم ریخته است، عصبانی می شوم. )) از رفتار انتقاد کنید، نه از شخص. (( احساس می کنم که به من توجهی نمی شود )) ابراز نارضایتی است، در حالی که گفتن (( تو, به من بی توجه هستی. )) انتقاد است.

انحراف

انحراف نوعی حالت تدافعی داشتن است. شخص به جای گوش دادن به آنچه همسرش می خواهد بگوید، پشت یک سپر کلامی پنهان می شود و هر گفته همسرش را به خودش برمی گرداند. اگر یک طرف بگوید: «یادت رفت به لوله کش تلفن کنی»، طرف مقابل می گوید: (( ا، راستی؟ آخرین باری که تو به تعمیرکار زنگ زدی، کی بود؟ )) 

نقش مظلوم بازی کردن نیز نوعی طفره رفتن است. در این حالت، شخص، نقش مظلوم همواره رنج کشیده را بازی می کند و حاضر است تا به ظاهر شکایت را بپذیرد و در عوض احساس گناه شدیدی به شخص مقابل بدهد. برای نمونه، او می گوید: (( حق با توست. بعد از آشپزی نظافت خانه، لباس شستن و روزی ده ساعت کار کردن، نمی دانم چرا وقت نداشتم که لباسهایت را از خشک شویی بگیرم! ))

از موضوع منحرف شدن، شاید واکنش طبیعی و دفاعی شبیه به جنگ یا گريزه باشد، اما باید از آن خودداری کرد. اگر چنین جوابی نه پاسخی است که به نظر است که به نظرتان می رسد، بهتر است که سکوت کنید و چیزی نگویید. انحراف در واقع دعوت به جرو بحث است.

رد کردن

در این وضعیت، شخص افکار، احساسات با نگرانی های همسرش را کوچک یا بی اعتبار می کند. رد کردن می تواند به شکل یک انتقاد جلوه کند: (( تو همه چیز رو مهم می کنی. )) یا تحقیر آمیزتر: ((درباره چیزهایی که نمی فهمی، نگران نشو. ))

پذیرفتن، می تواند شکل های گوناگونی به خود بگیرد، اما به هر حال و تنها از ناراحتی شخص مقابل کم نمی کند، بلکه بر آن می افزاید. اگر همسرتان گیاهخوار است، درست نیست که به مناسبت تولدش او را به کبابی ببرید. اگر تمیز بودن خانه برای شما مهم نیست، اما برای همسرتان مهم است، بهتر است به آن اهمیت بیشتری بدهید.

گفت وگو می تواند و باید عامل مساعد زندگی مشترک باشد و می توان الگوهای منفی - که در این صفحات به آن پرداختیم - خودداری کرد. عادات بد زبانی و کلمات توهین آمیز باید کنار گذاشته شوند. البته این ها یک روز برطرف نمی شوند، اما اگر متوجه آن ها شوید، می توانید از به کار بودن آن ها خودداری کنید. مهارت هایی را که در ورای گفت وگو درباره تفاوت های اما بعد از آن تحت عنوان دوستی ، شرح داده ایم بیاموزید و به کار در ببرید. با شکیبایی و اراده راسخ بی تردید به نتیجه خواهید رسید. به تدریج و گفت و گوهای ناسالمی که زندگی تخریب می کنند، کنار می رونده و ارتباط خوب و پایدار جایگزین آن می شود.

عشق و اشتیاقمان

شاید در آغاز ازدواج معتقد باشید که دلداده همدیگر بودن بهتر از این است که دوستان خوبی برای هم باشید. احتمالا فکر می کنید که پس از ازدواج هم باید دقت کنم که عشق و اشتیاقمان نسبت به همدیگر همین طور مشتعل باقی بماند» بله. باید به زنده نگاه داشتن آتش عشق ادامه دهید، اما بی تردید اشتیاق تنها عامل موفقیت ازدواج نیست.

شاید شنیده باشید که بعضی افرادی که زندگی شان به طلاق منجر شده گفته اند: (( همدیگر را خیلی دوست داشتیم، ولی نمی توانستیم با هم بسازیم. )) عشق شرط لازم برای دوام زندگی نیست، اما ازدواج بدون دوستی قطعا پایدار نخواهد ماند. در بررسی زندگی های خوشبخت و طولانی، می بینید اساس ازدواج بر دوستی محکم و عمیقی بنا شده است. این زوج ها از رابطه ای به نام دوستی برخوردارند که بر آن اساس به همدیگر نشان می دهند که عزیزترین و بهترین دوست همدیگر در جهان هستند و اغلب واقعا هم همین طور است.

همسرانی که زندگی سعادتمندانه ای دارند، مدام کارهایی انجام می دهند که دوستی شان را تقویت می کند. آنها این کارها را روزانه و ناخود آگاهانه انجام می دهند. اگر به آنها گفته شود که بر طبق (( تئوری رفتاری )) عمل می کنند، شاید تعجب کنند، اما به هر حال، این نکته را نفی نمیکنند که رفاقت در دوام ازدواجشان مؤثر بوده است. در اینجا به ذکر برخی ویژگی های دوستی می پردازیم

دوستان خوب با توجه هستند

آیا وقتی دوستتان برنامه دلخواه تلویزیونی اش را نگاه می کند، کانال تلویزیون را تغییر می دهید؟ به احتمال زیاد، نه. پس چرا همسرتان باید این رفتار شما را بپذیرد؟ دوستان حتی وقتی هم که اشتراک نظر ندارند، به همدیگر احترام می گذارند. آیا به دوستتان می گویید: تو خیلی نفهمی و اعتماد به نفس نداری که به حرف من گوش کنی؟ به احتمال زیاد، نه. پس چرا باید این گونه حرف ها برای همسرتان قابل قبول باشد؟

افراد به هنگام نیاز به دوستان رو می آورند

هر بار دچار مشکل یا نگرانی می شوید، اول از همه به همسرتان روبیاورید و هرگاه همسرتان به راهنمایی شما نیاز دارد، از او حمایت کنید. آیا وقتی دوستان صمیمی تان به شما احتیاج دارند، از آن ها رو برمی گردانید؟ احتمالا نه، پس از همسرتان رو برنگردانید.

دوستان راهی برای حفظ صمیمیت پیدا می کنند

دوستان صمیمی همدیگر را در جریان اخبار زندگی شان قرار می دهند. علاوه بر این، آنها با همدیگر به خرید می روند و در انجام کارها و سرگرمیها یار همدیگر هستند. این تماسها موجب حفظ صمیمیت می شود و علایق و تجربه های مشترک آنها را ریشه دارتر می کند.

دوستان کاستی های همدیگر را می پذیرند

به دوستانی که اکنون دارید، بنگرید. چرا آنها را برای دوستی انتخاب می کنید؟ آیا به این دلیل است که آنها بی نقص هستند؟ احتمالا نه. وقتی کار ناخوشایندی می کنند، چشم پوشی می کنید و در مقابل، آنها هم کوتاهی های شما را تحمل می نمایند. از آنجا که شما و دوستانتان کامل و بی نقص نیستید، از همسرتان متوقع نباشید که کامل و بی نقص باشد.

دوستان خوب همدیگر را شاد می کنند

دوستان خوب می کوشند تا پیام آور شادی و خوبی برای یکدیگر باشند. دوستان می کوشند تا همدیگر را بخندانند و از یاد آوری لحظات خوش، شادمان می شوند. آنها از مسخره بازی در آوردن جلوی همدیگر خجالت نمی کشند. اگر نمی توانید جلوی همسرتان خل بازی دربیاورید، با چه کسی می توانید خوش باشید؟

دوستان خوب از همدیگر تعریف می کنند

لزومی ندارد که با عبارات قلمبه سلمبه از همدیگر تعریف کنید. یک عبارت ساده مانند(( چقدر موهایت قشنگ شده )) کافی است. تحسین صادقانه همواره به دل می نشیند، حتی اگر بسیار ساده باشد. هر کلام تحسین آمیز ذخيره دوستی شما را افزایش می دهد.

زندگی هایی که بر مبنای دوستی خوب پیش می روند، رشد می کنند، شکوفا می شوند و نشاط آور هستند. ما جشن سالگرد دوستی را مانند سالگرد ازدواج نمی گیریم، اما شاید باید این کار را بکنیم، دوستی های قدیمی به ما نشان می دهند که چگونه دو نفر می توانند رابطه ای را که برایشان محترم و ارزشمند است، طی سال ها حفظ کنند و در جهت حفظ آن بکوشند. به زبان ساده، امید هر زندگی مشترکی آن است که به چنین رابطه ای دست یابد.

دلایل تجدید نظر درباره ازدواج

اگر عشق تنها شرط یک ازدواج موفق بود، این همه طلاق نداشتیم. زوج هایی که از هم جدا شده اند، با تأسف از تغییر ناگهانی همسرشان پس از ازدواج، سخن می گویند. آن ها اغلب یا نشانه های ولرم شدن رابطه عاشقانه شان را ندیده اند یا به علت ترس از متلاطم کردن زندگی زناشویی شان، آنها را نادیده گرفته اند.

شکی نیست که به هم زدن نامزدی دشوار است. اما از میان همه اشخاصی که می شناسم که نامزدی شان را به هم زده اند یا نامزدشان رهایشان کرده است، حتی یک نفر نیست که پشیمان باشد. همگی آنها معترفند که دوره نامزدی سخت ترین دوره زندگی شان بوده است و فکر می کردند که ناراحتی هایشان هیچ وقت به پایان نرسد. اما به مرور زمان (( بی تردید نه در ظرف یکی، دو روز )) متوجه شده اند که یک دوره کوتاه سختی بهتر از یک عمر پشیمانی است. بنابراین اگر شما یا نامزدتان تردیدهایی دارید، هم اکنون آنها را بررسی کنید.

در زیر پرسش هایی مطرح شده اند که افکار یا رفتارهایی را که متضمن شکست در زندگی زناشویی هستند، آشکار می کند. اگر شما یا نامزدتان به هر یک از این پرسش ها پاسخ مثبت دادید، در نظر بگیرید که این پاسخ به منزله پرچم قرمز و هشداری است که باید در ازدواجتان تجدیدنظر کنید. ازدواج اجبار نیست، اختیار است. ازدواج باید مایه سرخوشی باشد نه دردسر.

تک تک این پرسش ها را بخوانید و از خودتان بپرسید که آیا هیچ کدام از این افکار یا رفتارها در ارتباط بین شما و نامزدتان پدید آمده است یا نه. آیا نامزدتان هرگز... .

1. از شما خواسته است که کارتان را ترک کنید و یا در کارتان دخالت کرده است؟

۲. از شما پول گرفته یا اجازه نداده که اختیار پولتان را داشته باشید؟ 

3. وقتی در اداره یا جمع دوستان و خویشاوندان هستید، مدام به شما تلفن یا سر می زند و کنترلتان می کند؟

۴. به دیوار مشت کوبیده، اشیایی را پرتاب کرده یا به هر طریقی چیزی را شکسته است؟

۵. شما، فرزندانتان، حیوان خانگی تان یا هر کس دیگری را تهدید به خشونت جسمانی کرده یا در عمل چنین کرده است؟ .

۶. شما را کتک زده و سپس قول داده است که دیگر این کار را تکرار نکند، اما باز هم همان کار را کرده است؟

۷. به علت حسادت و سوء ظن، شما را تعقیب، نامه هایتان را باز و به تلفن هایتان گوش کرده است؟

۸. شما را از دوستان یا خویشاوندانتان جدا کرده یا اجازه نداده که با افراد جنس مخالف معاشرت کنید؟

اگر به هر کدام از پرسشهای بالا پاسخ مثبت داده اید، این امکان وجود دارد که قصد ازدواج با شخص نامتعادل و متجاوزی را دارید. توصیه های مشاوران مجرب را به کار ببندید و درباره راههای دفاع از خود و خانواده تان در برابر چنین شخصی مطلع شوید.

آیا شما با نامزدتان به این دلیل ازدواج میکنید که... .

 1.فکر می کنید این تنها فرصت ازدواج شماست و می ترسید که آن را از دست بدهید؟

2. امیدوارید که پس از ازدواج، نامزدتان شخص سر به راهی بشود و به شما اکتفا کند؟

م. کار دیگری ندارید که در زندگی انجام بدهید؟

٢. دوستانتان دارند ازدواج می کنند؟

4. دلتان می خواهد جزء آدم بزرگها محسوب بشوید و به شما احترام گذاشته شود؟

اگر به هر یک از پرسش های بالا پاسخ مثبت دادید، نشان می دهد که شما بیشتر علاقه مندید که ازدواج کنید تا اینکه یک زندگی مشترک تشکیل دهید. شاید هنوز خیلی کم سن و کم تجربه هستید و نمی توانید چالشهای زندگی زناشویی را درک کنید. یک نامزدی طولانی، مراجعه به مشاور و شرکت در دوره های آمادگی برای ازدواج را به شما توصیه می کنیم.

آیا شما با نامزدتان....

1. تحت تأثیر مواد مخدر، شخصیت دیگری پیدا می کنید؟ 

۲. قول داده اید که مواد مخدر را کنار بگذارید، اما می بینید که قادر به این کار نیستید؟

۴. آیا وقتی کسی به شما می گوید و معتاد، ناراحت می شوید؟

۵. به علت استفاده از مواد مخدر مجبور شده اید از کار مرخصی بگیرید؟

۶. درباره استفاده از مواد مخدر دروغ گفته اید؟

7. گذشتن از سختیها بدون مواد مخدر برایتان دشوار بوده است؟

۸. برای تهیه موادمخدر پول قرض کرده اید یا چیزی را فروخته اید؟

9.  پولی را که برای پرداخت اجاره خانه، قبض آب و برق و کنار گذاشته و یا به هر دلیل دیگری پس انداز کرده بودید، صرف خرید مواد مخدر کرده اید؟

اگر به هر یک از پرسشهای بالا پاسخ مثبت داده اید، احتمالا اعتیاد دارید. ازدواج مشکل شما را برطرف نمی کند. باید پیش از ازدواج برای درمان به افراد متخصص مراجعه کنید. خودتان را از حق داشتن همسری پاک و سالم محروم نکنید.

آیا شما با نامزدتان قصد ازدواج دارید، زیرا..

1. می خواهید از پدر و مادر یا خانه ناخوشایندتان دور شوید؟

۲. عاشق بچه هستید؟

٣. از مجرد بودن بیزارید؟

۴. دلتان می خواهد که محیط خود را تغییر دهید؟

۵. می خواهید زندگی نامطلوبتان را پشت سر بگذارید؟

اگر به هر یک از پرسشهای بالا پاسخ مثبت دادید، شاید می خواهید از ازدواج به عنوان راه حل مسائلتان استفاده کنید. ازدواج نه تنها هیچ مسئله ای را حل نمی کند، بلکه مسائل موجود را تشدید می کند. به شما توصیه میکنیم که به نزد مشاور بروید و در کلاسهای آمادگی برای ازدواج شرکت کنید.

آیا نامزد شما...

1. وقتی به پشتیبانی عاطفی یا حتی پاری او در انجام کارهای کوچک نیاز دارید، ناپدید می شود؟

۲. از گفتن «دوستت دارم» فرار می کند یا ابراز محبت برایش دشوار است؟

٣. از معرفی شما به دوستان یا خویشاوندانش خودداری می کند؟

۴. بدون دعوت از شما، به میهمانی یا سفر می رود؟

۵. هنوز به همسر یا نامزد سابقش علاقه مند است یا اغلب درباره عشق گذشته اش صحبت می کند؟

6. نیازهای خویشاوندان و دوستان خودش را بر نیازهای شما ترجیح می دهد؟

۷. از گفت وگو درباره رابطه با آینده مشترکتان خودداری می کند؟

اگر به هر یک از پرسشهای بالا پاسخ مثبت دادید، احتمالا نامزدتان به شما هیچ تعهدی احساس نمی کند. و حتی اگر عاشقتان باشد، به نظر می رسد که قصد ندارد تا شما را در زندگی اش بگنجاند. با همدیگر به نزد مشاور بروید. اگر او حاضر به همکاری نیست، تصمیم بگیرید که آیا می خواهید عمرتان را برای کسی به هدر بدهید که تعهدی نسبت به شما

ندارد؟

آیا شما یا نامزدتان...

1. معتقد هستید که افکار و عقایدتان بهتر از افکار و عقاید دیگران است؟

۲. دیگران را برای اشتباهات و ناراحتیهای خودتان مقصرمی دانید؟

٣. بدتان می آید به شما بگویند چه کنید؟

۴. وقتی از شما انتقاد می شود، بسیار خشمگین می شوید؟

۵. مدام به دیگران می گویید چه بکنند و آن کار را چگونه انجام دهند، حتی در موارد خصوصی؟

۶. به سادگی از دیگران ناراحت می شوید، به خصوص وقتی مطابق میل شما رفتار نمی کنند؟

7. برایتان آرامش داشتن یا عصبانی نشدن در رابطه با امور جزئی زندگی دشوار است؟

اگر به هر یک از پرسش های بالا پاسخ مثبت دادید، احتمالا از اینکه روابطتان تحت تسلطتان نباشند، ناراحت می شوید. ازدواج یک برنامه مستمر بده بستان است. گاهی اوقات کارها را مطابق میل خودتان انجام می دهید و گاهی اجازه می دهید که همسرتان اختیاردار باشد. اگر احساس می کنید که نمی توانید به نامزدتان اجازه تصمیم گیری هایی را بدهید که شما را هم شامل می شود یا اگر نامزدتان به قدرت تشخیص شما اطمینان ندارد، احتمالا به وقت بیشتری نیاز دارید تا رابطه تان از دموکراسی بیشتری برخوردار شود.

آیا قصد ازدواج با نامزدتان را دارید، زیرا...

١. به پدر یا مادری برای فرزندانتان نیاز دارید؟

۲. به ثبات مالی نیاز دارید؟

٣. نمی خواهید تنها بمانید؟

۴. به شخصی نیاز دارید که مراقبتان باشد؟

اگر به هر یک از پرسشهای بالا پاسخ مثبت دادید، به دنبال شخصی می گردید که وابسته او باشید، نه همسر او. ازدواج یک تلاش دو نفره است نه یک رابطه والد. فرزند. باید این توانایی را بیابید که از خودتان مراقبت کنید و بتوانید مسائل خودتان را حل کنید. تا زمانی که نتوانید از عهده این کار برآیید، به احتمال زیاد و براساس توهمات خود ازدواج خواهید کرد.

شاید متوجه نباشید که از چند جهت بر شما فشار می آورند تا ازدواج موفقی داشته باشید. دوستان و خویشاوندان برای اطلاع از جزئیات زندگی تان به شما فشار می آورند و از شما تعریف می کنند که چه زن و شوهرخوبی خواهید بود. دوستدارانتان شک و تردیدهای پیش از ازدواج شما را بی معنی می خوانند و می گویند: (( خونسرد باش. )) آنهایی که بی صبرانه منتظر ازدواج هستند، به شما می گویند: (( مبادا این فرصت را از دست بدهی. )) افراد تنها در این فکر با شما هم عقیده اند که: (( جهان | جای افراد تنها نیست و برای زوج ها ساخته شده است. )) از همه بدتر، مدام صدایی در ذهنتان به شما هشدار می دهد که (( اگر الان نامزدی ات را به هم بزنی دیگر چنین فرصتی را نخواهی داشت. ))

با توجه به این نکات، به سادگی می توان دید که چرا افرادی تصمیم می گیرند که به یک ازدواج بد تن در دهند تا آنکه رابطه شان را به هم بزنند. وقت و احساسی که برای این ارتباط هزینه کرده اند، موجب می شود که نتوانند یک قدم عقب بکشند و واقع بینانه موقعیت رابطه شان را بسنجند و تصمیم بگیرند که بهترین کار برایشان جداشدن و به هم زدن این ارتباط است.

انواع شخصیت ها

دانش ستاره شناسی، عددشناسی و بخصوص روانشناسی، شخصیت ها را بر طبق معیارهایی طبقه بندی و تعریف کرده است. روانشناسی ویژگی های شخصیتی را براساس عوامل گوناگونی طبقه بندی می کند و رفتارها و الگوهای تفکر را بر این اساس تشریح می کند، اما به عقیده من نمی توان اشخاص را براساس سال و ماه تولدشان در چارچوب معینی از خصوصیات شخصیتی قرار داد؛ ما بسیار پیچیده تر از این مشخصه ها به هنگام بررسی خصوصیاتتان ممکن است ببینید که کاملا در چارچوب شخصیتی نوع A قرار نمی گیرید، بلکه بیشتر B هستید. علاوه بر اینکه به طور کامل در یک گروه شخصیتی جا نمی گیرید، ممکن است متوجه شوید که بخشهایی از شخصیتهای چندین گروه در شما مشهود است. همه ما می توانیم در شرایط خاصی سلطه جویا درونگرا بشویم. به علاوه، اگر در نظر بگیریم که دیگران الزاما ما را آنگونه نمی بینند که خودمان می بینیم، نمی توانیم به یک تعریف مشخص از ویژگیهای شخصیتی خود دست یابیم.

در اینجا فهرستی از خصوصیاتی را می خوانید که شاید در خود نامزدتان دیده باشید. اینها ویژگیهای شخصی هستند، نه اختلال و نباید احساس کنید که رسالت شما این است که نامزدتان را از شر این ویژگیها ات دهید، مگر آنکه به اندازه ای حاد باشد که قادر نباشید به عنوان یک انسان معقول عمل کنید. این تعاریف به این منظور آورده شده که متوجه شوید چگونه شما و نامزدتان می توانید به یک رویداد، دو واکنش کاملا متفاوت نشان دهید. در ضمن پیشنهادهایی هم ارائه شده اند تا توانید با ویژگی هایی که زندگی زناشویی شما را منحصر به فرد می کند، زندگی کنید.

کمال گرا

افراد برخوردار از این نوع شخصیت عاشق نظم و انضباط هستند. اشعار آنها این است که: «اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد، ارزش ادرست انجام شدن را دارد.» آنها با جدیت و شدت، کار و بازی می کنند و در اعتقاداتشان راسخ هستند.

اگر قصد ازدواج با یک کمال گرا را دارید

باید به ویژگیهای دلخواه یک کمال گرا مانند تمیز بودن، پشتکار داشتن و منضبط بودن در زندگی بیشتر اهمیت بدهید. از علاقه نامزدتان به سازمان دهی استفاده کنید و اجازه دهید کارهایی را که با جزئیات زیاد همراه هستند، به عهده بگیرد.

اگر شما کمال گرا هستید

از وجدان کاری و علاقه تان به اجرای بی نقص هر کاری، به شیوه ای استفاده کنید که برای خانواده تان سودمند باشد و موجب آشفتگی آنها شود. تمیز کردن و واکس زدن پارکت کف اتاق در حدی که هیچ لکه ای الى ال دیده نشود قابل تحسین است، اما اگر به کسی اجازه راه رفتن روی آن را ندهید، در واقع وسواسی هستید.

 

مستقل

انعطاف پذیری و اعتماد به نفس از ویژگیهای افراد مستقل است. آنها برای آزادی عمل خود ارزش قائل هستند و با قدم برداشتن بر اساس آهنگ خود هیچ مشکلی ندارند. آنها شنوندگان خوبی هستند و بسیار وفادار، اما ممکن است بی اعتنا به نظر برسند.

اگر قصد ازدواج با شخصی مستقل را دارید

خیالتان راحت باشد که همسرتان دوستتان دارد. از او انتظار نداشته باشید که مدام به شما بگوید که دوستتان دارد یا شما را در آغوش بکشد. همین امر که با فردی مستقل ازدواج کرده اید، گواه عشق او به شماست. افراد مستقل تا با تمام وجود به کاری معتقد نباشند، آن را انجام نمی دهند.

اگر شما شخصی مستقل هستید

کمی به خودتان فشار بیاورید و از همسرتان به مناسبت کارهای خوبی که برای شما انجام می دهد، قدردانی کنید. اگر او می خواهد که گه گاه حرفهای قشنگ به او بزنید یا در آغوشش بکشید به این معنا نیست که قصد دارد آزادی تان را از شما بگیرد یا اسیرتان کند.

پرهیاهو

این نوع شخصیت ها از صحنه های پر هیجان لذت می برند. آن ها عاشق نقل داستان های سرگرم کننده یا غیبت کردن و باخبر شدن از ماجراهای دیگران هستند. اگرچه ممکن است که ادعا کنند که از نا آرامی بدشان می آید، اما سرشان برای دعوا درد می کند؛ چه خودشان وارد معرکه بشوند، چه مو به مو در جریان همه جزئیات آن قرار گیرند، جنجال و هیاهو برایشان لذت بخش است.

اگر قصد ازدواج با شخصی پرهیاهو را دارید 

بدانید که آنها از هرج و مرج خوششان می آید. به اعتقاد آن ها به این جالب تر می شود. آن ها از مرد یا زن بودنشان لذت می برند و دوست اند آن را به رخ بکنند. آن ها گاه تا حد افراط خوش گذران هستند، از گرم ای دل مجالس لذت می برند و همواره در پی دوستان جدید هستند

اگر پرهیاهو هستید

بدانید که شاید همسرتان مانند شما از هیاهو خوشش نیاید. اگرچه بی ثباتی برای قوه تخیل قوی شما مفید است، اما می تواند دیگران را به شدت ناراحت کند. شاید برایتان باورکردنی نباشد، اما افرادی هستند که آرزوی زندگی آرام و ملال آور را دارند. به حق انتخاب آنها احترام بگذاریا۔

دلشوره ای

وقتی افراد دلشورهای اخم می کنند با ایشان را گاز می گیرند، می توانید مکراسی را در چهره شان ببینید، آنها انگشتانشان را درهم گره می کنند، قدم می زنند یا با نگرانی به این سو و آن سو می نگرند. شاید پرحرف باشند یا در سکوت رنج ببرند، اما به هر حال همیشه درباره یک بحران واقعی با

حبالی نگران هستند. اگر اتومبیل تازه بخرند دلشان شور می زند که مبادا احزاب شود. اگر در آفریقا آنفلوانزا همه گیر شود، می ترسند که مبادا به آن ها هم سرایت کند

اگر قصد ازدواج با یک دلشوره ای را دارید

می از او درخواست می کنید که نگران نباشد، موضوع تازه ای برای | راه سلمان به او می دهید. موضوع نگرانی او را به مسخره نگیرید؛ ان موضوع برای او کاملا واقعی است. ترس او نوعی دفاع است. وقتی خود را زیر فشار مسائل احتمالی می گذارد، در واقع خود را برای آنها آماده می کند. یک شخص دلشوره ای به هیچ وجه غافلگیری را دوست ندارد.

اگر دلشوره ای هستید

بپذیرید که هیچ گاه از نگرانی رها نخواهید شد. سعی کنید که نگرانیهایتان را بدون فشار آوردن زیاد به همسرتان، کنترل کنید. ترسهایتان را بنا به دوری و نزدیکی زمان وقوع، دسته بندی کنید. فقط آنهایی را در نظر بگیرید که ظرف هفتاد و دو ساعت آینده بر شما و خانواده درجه یک شما اثر می گذارند و بقیه را کنار بگذارید. به یاد داشته باشید که شما سرمشق فرزندانتان هستید. دقت کنید که نگرانیهایتان را به آنها منتقل نکنید.

بلند پرواز با معتاد به کار

اشخاص بلندپرواز، هدفمند و با اراده و مصمم به انجام کار هستند و تحمل کسانی را که آنها را پایین می کشند، ندارند. کار برای آنها میدان زورآزمایی است و به این ترتیب می توانند خود را ثابت کنند.

اگر قصد ازدواج با یک بلند پرواز را دارید

عضوی از تیم او بشوید و آماده فداکاری باشید. ممکن است همسرتان مجبور شود که برای رسیدن به اهدافش از شما و خانواده مدتها دور باشد، کار به او شورو شوق می دهد. هر چه موفقیتهای بیشتری داشته باشد، سرزنده تر می شود. برخی از افراد بلند پرواز می ترسند که اگر کمی آرام بگیرند، دیگر هیچ گاه نتوانند اوج بگیرند

اگر بلند پرواز هستید

متمرکز باقی بمانید، اما دقت کنید که کارتان را به خانواده تان ترجع ندهید. هدف شما باید بهبود وضعیت خانواده باشد نه دور بودن از آن ها اهدافی که فقط برای خودتان منفعت دارد و منیت شما را به هزینه دیگران تقویت می کند، بپرهیزید.

درونگرا یا ساکت

اشخاص درونگرا به سرعت قابل تشخیص هستند. آنها افرادی هستند که وقتی سایر کارمندان جشن گرفته اند، پشت میزشان به کار مشغولند. افراد درونگرا از آدمها بدشان نمی آید، اما ترجیح می دهند که آنها را در گروههای کوچک ببینند. آنها دوست ندارند که از لاکشان بیرون بیایند و از اینکه مدام برای ابراز احساساتشان تحت فشار باشند، ناراحت می شوند.

اگر قصد ازدواج با یک درونگرا را دارید

با همسرتان مانند یک پروژه روانشناختی رفتار نکنید. شاید او ساکت و خوددار باشد، اما به این معنا نیست که او دچار اختلال شخصیتی است. درونگراها ارزشی برای حرفهای سر سری قائل نیستند و واقعا اعتقاد دارند که اگر آدمها بیشتر دهانشان را می بستند، مشکلات جهان کمتر

اگر درونگرا هستید

شاید به مشکلات زندگی در جهانی که ورزاجی در آن غالب است، آگاه باشید، اما برای رسیدن به سکوت دلخواهتان باید با ظرافت اقدام کنید. وقتی به همسرتان می گویید (( ساکت شو )) و سپس با حالت قهر به اتاق دیگر می روید، به آرامش دلخواه نمی رسید. همسرتان را متوجه کنید که دوست دارید، اما در ضمن سکوت را هم دوست دارید. می توانید با یک چشمک یا حالت نگاه، او را متوجه کنید که اغلب، محبتتان را با نشانه های غیر کلامی ابراز می کنید.

راحت طلب

 این نوع شخصیت همیشه در پی یافتن راههایی است که با کمترین مقاومت روبه رو شود. شور رقابت در آنها خفته است و فعالیت برای آنها معمولا به معنای رفت و آمد بین صندلی و یخچال است. آنها از برنامه و فهرست کارهایی که باید انجام شود، بیزارند و ترجیح می دهند که سر فرصت، کاری را انجام دهند. برخورد آسان گیرانه آنها می تواند بنا به شرایط، آرامش بخش یا آزاردهنده باشد..

اگر می خواهید با یک راحت طلب ازدواج کنید

آماده باشید که در بیشتر مواقع کنترل را به دست گیرید. افراد راحت طلب اغلب دنباله رو هستند. شاید آنها برای مهمانی یا سینما رفتن همراه خوبی باشند، اما اهل برنامه ریزی نیستند. وقتی با چنین شخصی ازدواج می کنید، احتمالا زوج سرشناسی نخواهید شد، اما میان شما جنگ قدرت هم نخواهد بود

اگر راحت طلب هستید

خوش بینی و محجوب بودن شما موهبت است، اما بی خیالی شما می تواند دیگران را به مرز جنون بکشاند. همه چیز را نمی توان به روز بعد موکول کرد. اگر می بینید که کارهایتان را به عقب می اندازید و برای انجام کارها به دیگران وابسته هستید، از راحت طلبی ردکرده اید و به مفت خوری رسیده اید.

جانفشان

هر وقت کسی به کمک نیاز داشته باشد، این گونه اشخاص اول از همه حاضر می شوند. وقتی می گویند احالتان چطور است؟» در واقع منظورشان این است که «من چه کاری می توانم برای شما انجام دهم. آن ها اهل عیبجویی نیستند و همچون یک قديس صبورند. آن ها عاشق مراقبت از دیگران هستند. نه اهل رقابتند و نه زیاده خواه و احساس می کنند که در مقایسه با گرفتاری های دیگران، مشکلاتشان ناچیز است.

اگر قصد ازدواج با یک جانفشان را دارید

از آن باشید که در دست و دلبازی همسرتان شریک شوید، زیرا به نظر او همواره حقی برای گرفتن و فردی نیازمند کمک است. افراد جانفشان دوست ندارند که درباره شان زیاد صحبت یا به آنها مدام هدیه داده شود. آنها خود را سعادتمند می دانند و معتقدند که بهتر است تا وقت و پولی که ابرای این گونه کارهای بچگانه هزینه شده، در جای مناسب تری صرف شود.

اگر جانفشان هستید

در کمک کردن به دیگران انقدر غرق نشوید که همسر و خانواده را از یاد ببرید. دختر یک مدافع حقوق اجتماعی گفته است: «مادرم به قدری گرفتار نجات جهان بود که فرصتی برای من نداشت.» به خودتان یادآوری کنید که افراد بدون مشکل نیز به توجه نیاز دارند. به سازمانها و اشخاص بفهمانید که خانواده تان بر همه چیز مقدم است و آنها باید بدون شما بعضی کارها را انجام دهند.

ماجراجو

هر کاری که شخص را تا مرز خطر بکشاند یا نهایت توان جسمانی یا سری اش را به چالش بطلبد، برای ماجراجو جذاب است. اشخاص | جسور و شجاع هستند و برای مبارزه و در لحظه، زندگی همواره در حرکت، عاشق خط کردن و بی صبرانه منتظر و سال هستند؛ خواه این ماجرا خرید و فروش سهام باشد یا می کنند. آن ها همواره در حرکت، عاسف ماجرای بعدی شان هستند؛ خواه این رفتن به اعماق اقیانوس.

اگر قصد ازدواج با یک ماجراجو را دارید

سعی نکنید با برشمردن نکات منفی، او را از کاری که در بر دارد مصرف کنید. با این کار فقط ضریب خطر را بالا می برد و در نامه هیجان اور را افزایش می دهد. نمی توانید یک ماجراجو را خانه نشین کنید، اما می توانید او را تشویق به کارهایی نمایید که احتمال بیوه شدنتان را کاهش دهد

اگر ماجراجو هستید

در جست و جو برای ماجرا مسئولانه رفتار کنید. اگر جان افراد را به خطر می اندازید یا اموال دیگران را تخریب می کنید، در این زندان هستید نه ماجرا، نگرانی عزیزانتان را در نظر بگیرید و بیهوده به کارهای خطرناک غیر ضروری دست نزنید.

طراح یا هنرمند

اشخاصی که دارای شخصیت خلاق هستند، از طریق هنر خود زیبایی و حقیقت را می جویند. برای آنها قدرت خلاقیتشان بسیار جدی و مهم است و به آثارشان بسیار دلبسته هستند. اگرچه حساس و دمدمی هستند اما می توانند شور و شوق و عواطف بسیار عمیقی را نشان دهند.

اگر قصد ازدواج با یک هنرمند دارید

خوشبختی شما در این است که در خلاقیت او یار و یاورش باشید، اما توجه داشته باشید که ممکن است یک هنرمند چنان مجذوب کارش باشد که شما احساس کنید زندگی شما در درجه دوم قرار گرفته است.

اگر شما شخصیتی هنرمند هستید

همسرتان را الهام بخش خود کنید. برای الهام گرفتن به او رو بیاورید.. به است به اندازه شما حساس و عاطفی نباشد، اما اگر توانسته است احساسات شما را برانگیز اند، پس شاید او هم به نوبه خود هنرمند باند.

عادتهایی که زوجها را از هم دور می کند

زندگی سعادتمند اشکال گوناگون دارند. آنچه یک زوج را به هم نزدیک می کند، می تواند موجب دوری زوج دیگر شود. برخی زوجها می توانند با همدیگر کار و کسب کوچکی را اداره کنند و با صحبت کردن درباره شیوه های بازاریابی و وضعیت صنعتشان، به همدیگر نزدیکتر شوند. برخی دیگر حتی نمی توانند یک کاغذ دیواری را با همدیگر بچسبانند و ترجیح می دهند که در دو زمینه کاملا متفاوت کار کنند.

ممکن است یک زوج خوشبخت عادات و رفتاری در پیش گیرند که کاملا برخلاف توصیه هایی است که معمولا برای خوشبختی در زندگی زناشویی ارائه می شود. این هم یک مثال از زندگی خودم: همیشه به ما گفته اند که زن و شوهر نباید خشمگین به رختخواب بروند. این توصیه این فکر را به ما القا می کند که بهتر است بیدار بمانیم و هر طور شده - حتی اگر تا ساعت ۵ صبح هم طول بکشد - اختلافمان را حل کنیم.

صادقانه بگویم که این توصیه در زندگی من و همسرم هیچ فایده ای نداشته است. وقتی خسته هستید و خوابتان می آید، جروبحث موجب می شود تا حرفهایی بزنید که بعدا پشیمان شوید. برای ما این مفید بوده است که گفت وگویمان را متوقف کنیم، آرام بگیریم و بکوشیم تا خواب خوبی داشته باشیم. وقتی درباره مشکلمان فکر می کنیم و روز بعد بدون خستگی و آشفتگی عاطفی درباره آن گفت وگو می کنیم. بهتر به نتیجه می رسیم. پس از مدتی ازمون و خطا، شما و همسرتان قواعد و شیوه های مفیدی را که فقط خاص زندگی زناشویی شماست، پیدا خواهید کرد.

با این همه، برخی عادات تقریبا برای تمامی زوجها مخرب بوده اند. این رفتارها «اختلافهای جبران ناپذیری به وجود آورده اند که منجر به شکست در ازدواج شده است. در زیر، نگاهی غیر علمی به برخی از متعارف ترین علتهای طلاق - بنا به گفته زن و شوهرهای از هم جداشده | می اندازیم و با عاداتی که سرمنشاء آنها بوده اند، آشنا می شویم.

ناسازگاری با دور شدن از هم

ناسازگاری و دور شدن از هم، نمونه هایی از رایج ترین دلایلی است که به عنوان علت طلاق ذکر می شود. افزایش نگرش منفی بین زن و شوهر، آنها را به این باور می رساند که هیچ وجه مشترکی ندارند. آنگاه راههایی برای فرار از همدیگر پیدا می کنند و سرانجام متوجه می شوند که چقدر از هم دور شده اند. بدبینی، دلزدگی، کناره گیری و فرار از همدیگر، همگی در دورشدن زن و شوهر نقش دارند. | به این عادات که بین زن و شوهر اختلاف می اندازند، نگاه دقیق تری می اندازیم

بدبینی

بدبینی وقتی پیش می آید که یک یا هر دو همسر مدام به جنبه های منفی با ناهماهنک رابطه شان نظر دارند. زن، شوهرش را به این متهم می کند که تا دیروقت کار می کند تا مرا نبیند». شوهر، نیز زنش را به این متهم می کنه که: «او با کسی که من ازش بیزارم، رفت و آمد می کند تا مرا عصبانی کند نیمه لیوان در چشم آدم بدبین همیشه خالی است. زن و شوهر از اینکه مدام مورد انتقاد و بدبینی قرار می گیرند، خسته می شوند و راههایی برای فرار از همدیگر پیدا می کنند.

بدبینی، عادت مخربی است که می توانید کنار بگذارید. برای نمونه | از بیان یک عبارت منفی، هر بار عبارت مثبتی را جایگزین کنید وقت در انتخاب فیلم سینما مردد هستید، نگویید. اتو هیح وقت از فیلمهای پیشنهادی من حوست نمی آید، بلکه بگویید: «هر دوی ما فیلمهای کمدی و علمی - تخیلی را دوست داریم.»

دلزدگی

وقتی احساس می کنید که همسرتان رفتار منصفانه ای با شما ندارد، خشم درونتان را سرکوب می کنید و آزرده می شوید و در نتیجه از همسرتان دلزده می گردید. این حالت وقتی پیش می آید که شخص احساس می کند مادام تحقیر می شود، قدرش را نمی دانند و به او بی احترامی می کنند. رنجش به سرعت به تنفر تبدیل می شود و شخص از همسرش که به گمان اور زندگی اش را زیر سلطه گرفته است، دلزده می شود. برای نمونه، زنی که به دلیل حسادت شوهر، همه ارتباطهایش را با دوستان و خویشاوندانش قطع کرده است، از اینکه مجبور بوده تا همه روابط اجتماعی اش را به هم بزنید تا کمبود اعتماد به نفس شوهرش را جبران کند، کینه به دل می گیرد. همان گونه که مردم یک کشور، بر ضد حاکم مستبد شورش می کنند، زن یا شوهر پر کینه هم می شورد و می کوشد تا بدون همسرش برای خود زندگی کند.

برای پیشگیری از رنجش از همان ابتدا، اعتماد و گفت و گوی درست بسیار مفید است. به همسرتان این آزادی را بدهید که دوستان و فعالیت های خودش را داشته باشد، بی آنکه احساس کنید که رابطه شما و همسرتان به خطر می افتد. مسائلتان را صریح و با هدف حل کردن آن ها در میان بکداریا.. از گفت و گوهایی که به احساسهای منفی بین زن و شوهر می انجامد و در راه گفت و گو درباره تفاوت ها، بررسی شد، خودداری کنید.

 

 

 

 

 

 

نظرها

نظر شما راجب این مطلب چیه ؟

نورا - نورا دیپ - خدمات کارت دیجیتال - کارت آنلاین - کارت عروسی - نورا کارت